شيخ ذبيح الله محلاتى
28
رياحين الشريعة در ترجمه دانشمندان بانوان شيعه ( فارسي )
« اگر بگوئى : كه چگونه دربارهء ابو بكر مىتوان گفت كه فاطمه را اذيت كرده و تعدى بر او نموده در صورتى كه هرچه فاطمه بر ابو بكر غلظت و خشونت مىنمود در ابو بكر نرمى و رقت قلب زيادتر مىگرديد چنانكه فاطمه فرمود : و اللّه لا اكلمك ابدا ابو بكر گفت : و اللّه لا اهجرك ابدا و فاطمه فرمود و اللّه لا دعون اللّه عليك ولى ابو بكر در جواب گفت و اللّه لا دعون اللّه لك با وجود اين ابو بكر اين كلام غليظ و قول شديد را از فاطمه در دار الخلافه در محضر گروه قريش و صحابه متحمل شد در صورتى كه خلافت و سلطنت و هيبت امارت ابو بكر را از پوزش و معذرتخواهى مانع نيامد با اينكه خلافت و سلطنت به ابهت و رفعت و بزرگى محتاجتر است و بسا كه واجب باشد بر خليفه تنويه و هيبت و وقار ولى اين عظمت سلطنت و هيبت خلافت جلوگيرى از ابو بكر نكرد كه فاطمه را برنجاند بلكه كلامى گفت كه رفعت مقام و عظمت حق فاطمه را حفظ كرد و به او اظهار تحنن و مهربانى نمود و گفت در حال فقر و غنا از تو عزيزتر در نزد من كسى نباشد ولى ما از رسول خدا شنيديم كه فرمود ما گروه پيغمبران چيزى ار اموال دنيا به ارث نمىگذاريم و هرچه از ما باقى ماند او صدقه است ؟ مىگوئيم : اينگونه كلمات از ابو بكر در اين موقع دليل بر برائت ابو بكر از ظلم و سلامت او از جور نمىشود و چهبسا مىشود از مكر ظالم و زيركى شخص ماكر و فريبدهنده بالخصوص كه زيرك و عاقل است كلمات خود را به صورت مظلوم ظاهر كند و خود را چون شخص عادل و منصف ذليل وانمايد يا اندك اظهار دوستى نموده خود را از اين پيشآمد اندوهگين نشان دهد و مردم او را محق شمارند يعنى نرمى و رقت ابو بكر در مقابل خشونت و غلظت فاطمه ( سلام اللّه عليها ) اصلا دليل بر برائت ابى بكر از ظلم و جور نشود » به اين بيان كلام جاحظ تا اينجا تمام شد . مؤلف گويد : دليل بر اينكه نرمى و رقت ابو بكر همه مكر و حيله بوده است آن كلمات كفرآميز او نسبت بشاه ولايت مىباشد ابن ابي الحديد در شرح نهج البلاغة در سياق اخبار فدك از احمد بن عبد العزيز جوهرى كه از مشاهير عامه است روايت كند